|
زیـر گـنبد کـبود ::غیر از خدا هیچ کس نبود::
|
[ ۱۳۸٩/٩/۸ ] [ ۱:٢۸ ب.ظ ] [ رکسانا ]
حال و احوالتون چطوره
من ممکنه یه چند روزی نیام نت
برای همین چنتا عکس خوشگل واستون گذاشتم
امیدوارم خوشتون بیاد
[ ۱۳۸٩/٩/٦ ] [ ٥:۱٧ ب.ظ ] [ رکسانا ]
سللللللللللللللللللللللام
عیدتون مبارک .
من از مشهد برگشتم
البته با کلی خاطره
الان حوصله ندارم خاطره بنویسم
انشا الله خدا قسمت همه بکنه
دیروز ساعت 5 ونیم صبح رسیدیم خونه
به اصرار بابام صبح رفتم مدرسه
خوشبختانه زنگ اول معلم نداشتیم
چون شب تو قطار خوابم نبرده بود خیلی خسته شده بودم
اصلا حوصله درس نداشتم
زنگ دوم هم امتحان عربی داشتیم
به معلممون گفتم که مسافرت بودم
خدارو شکر قبول کرد من امتحان ندم
وسطای زنگ دوم بود که از دفتر منو با یکی دیگه از بچه ها خواستن
اول فک کردم مربوط به غیبت 2 روزم هست
ولی بعد یادم افتاد که مامانم قبلا اجازمو گرفته بود
تو همین فکرا بودم که دیدم جلو میز عاشوری واستادم
یه لبخندی زد وگفت میخوان شما رو از طرف اداره ببرن مشهد
وا رفتم
آخه من همین امروز از مشهد برگشتم...
به عاشوری گفتم
گفت آآآآآآ راست میگی ها...
پس بذار یه نفر دیگه رو جات بفرستم
ناچارا قبول کردم
عاشوری گفت امام رضا چقدر تورو طلبیده چه شانسی...
البته باید بگم چه بد شانسی ای
بعدا که به این ماجرا فک کردم
پیش خودم گفتم باید اینجور مسائلو به فال نیک گرفت
شاید امام رضا میخواسته بهم بگه زیارتم قبول شده ...
نمیدونم به هر حال یکی دیگه رو جای من فرستادن
امیدوارم بازم قسمتم بشه برم مشهد
حالا به نظر شما من آدم بد شانسی هستم یا خوش شانس
[ ۱۳۸٩/٩/٢ ] [ ۱۱:٤٤ ق.ظ ] [ رکسانا ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |