::غیر از خدا هیچ کس نبود::
نرگــس مســــت تو تا بــاده پرســتی کـندا هرچه هستی همه چون چشم تو مستی کندا شد ز یک نکته عیان از نگهت سر وجود نیسـتی بیِــن که بیـــــــان نکته هسـتی کندا سلام چطوریه که بعضی وقتا دلت میخواد حرف بزنی اما انگار نمیشه الان منم همین طوری شدم. شنبه نرفتم مدرسه معلم فیزیکمون نامردی نکرده دو زنگ فیزیک پشت هم درس داده بالاخره همیشه یه چی باید باشه عیشمونو تیش کنه دیروز الی بهم اس داده دوشنبه نری مدرسه نصف کلاس نمیان بعدشم زنگ زده میگه شنبه نصف کلاس نیومدن امروز رفتم مدرسه میبینم همه تشریف دارن خوده الی خانومم تشریف آوردن بعد میپرسم شنبه کیا غایب بودن بچه ها میگن تو و دونفر دیگه میگم خوبه معنی نصفم فهمیدیم... *** رفتم خیر سرم نمازوباجماعت تو مدرسه بخونم بعده یه ساعت علافی و لذت بردن از عطر خوش جورابای بچه ها معلم پرورشیمون اومده میگه آقا راه مدرسه رو گم کرده ... میگم بیا به ما نیومده نماز جماعت بخونیم... *** تو صف نماز نشسته بودیم دختره صدام میزنه میگه اومدی نماز بخونی؟ میگم پ نه پ اومدم رو به درگاه خدا سجده کنم و بگم خدایا اینا دیگه کین منو گیرشون انداختی.... باز باران بارید ، مرحبا بر دل ابری هوا هر کجا هستی باش آسمانت آبی و تمام دلت از غصه دنیا خالی بر ســـــــینه ی من نبشته بین الحـرمین نصف قلبم با ابالفضل نصف دیگر باحسین ســــلام هفته ی گذشته تاریخ پرسش داشتیم... معلم از یکی از بچه ها پرسید : ایل قاجار درچه دوره ای وارد ایران شدند ؟ شاگرد :خانوم دوره افشاریه معلم :غلطه... دوره مغولان... شاگرد : آهان خانوم دوره صفویان ... معلم : مفاد عهد نامه گلستان رو توضیح بده ؟ یکی دیگه از بچه ها : به موجب این عهد نامه ایران حاکمیت روسیه بر ولایت ...گرجستان و...خانوم یه لحظه...اااا... ما از ته کلاس : وای هوا چقد داغه...داغه ...خیلی داغه شاگرد :آهان خانوم داغستان وشهرهای باکو،دربند ....و....و... آهان ...قسمت بالای طا لا ش بچه ها همه زدن زیر خنده... (منظورش از طالاش همون طالش بود) به روسیه واگذار کرد... جدا از این شوخیا و خنده ها آدم این تاریخو میخونه همش جوش میاره مخصوصا تاریخ دوره قاجار پ،ن :معلم هندسه یه سوال بهمون داد گفت حلش کنید دوستم میگه :خانوم این مسئله از راه فیثا غورس حل میشه ؟ معلم : نه بعد یه ربع که هیشکی نتونست حلش کنه معلم رفت پای تخته... معلم : خوب بچه ها این مسئله از راه فیثاغورس حل میشه... سلام این یه هفته که از مدرسه ها گذ شت... این سال تحصیلی هم به همین سرعت میگذره . . معلم عربی مون یزدیه انقده شیرین با لهجه صحبت میکنه که نگو بعضی حرفاشو نصفه نیمه میفهمیم بچه های تجربی میگن دماغش شبیه فیونا(زن شرک) میمونه . درس که تموم شد ازمون پرسید چند نفر تو کلاستون متاهـلـن همه به هم نگا کردیمو خندیدیم من با صدای بلند گفتم : خانوم ما همه متا هـلیم بچه ها زدن زیر خنده... متاهل نوشت = ا لبته منظور من از متاهل بودن داشتن آقا بالا سره که ما شاالله همه دخترای ایرانی فراوون ازش دارن. پی نوشت = یکی از بچه های بلند قد کلاسمون رو گذاشتم سرکار ، بهش میگم :شهرداری تو روزنامه آگهی داده" به تعدادی تیر چراغ برق نیازمندیم" بروثبت نام کن... تولد نوشت =تولد دوستام مبارک حالگیری نوشت= من دارم دچار محدودیت میشم... روز دختر رو به همه ی دخترای ایران زمین تبریک میگم سلام این سه روز اول مهر خوب بود میگن حسابان خیلی سخته میگن باید از الان به فکر کنکور بود میگن باید از همین اول سال شروع به درس خوندن کنی میگن نباید شیطونی کنید میگن کار هر کس نیس دانشگاه دولتی قبول شدن میگن باید رفت کلاس کنکور میگن یارو از اول دبیرستان میره کلاس کنکور میگن تفریح و اینترنت تعطیل میگن فقط درس میگن سال سومین از شما بعیده میگن امتحان نهایی دارین میگن درس نخونی کهنه شور میشی . . . ولی من میگم اولا که مای بیبی هست دوما همه چرت میگن... پ.ن = ولی بعضی هاشون راس میگن... سلام امروز میخوا م یه راه سرکار گذاشتن تو مدرسه رو بهتون یاد بدم این کارو ما خودمون به وفور انجام دادیم .. وقتی تو کلاس نشستین ویکی در میزنه ومیاد تو کلاس ومیگی مثلا دفتر با فلانی کار داره شما با دوستاتون باهم بگین تموم کردیم اون موقع اون بیچاره هاج و واج به شما ها نگاه میکنه ومیتونید کلی بخندید .. یا مثلا اگه معلمتون پرسید کیا درس خوندن همه با هم بگین دشمن .. این روش ها قبلا امتحان خودشون رو پس دادن ومطمئن باشید که جواب میدن پ.ن = مواظب باشید سر کلاس کدوم معلم ازاین کارا میکنید چون بعضی وقتا عواقب خطرناکی به دنبال خواهد داشت... دختر خاطره ها برگشت سلام من برگشتم دلم برا این جا یه کوچولو شده بود البته تو این مدت بی کار نبودم دوباره مدرسه ها داره باز میشه منم که سا له سومی اونم چـــ ی ریاضی فیزیک شاید امسال کمتر شلوغ کردیم چن تا خاطره جالب از سال تحصیلی قبل دارم که الان براتون میذارم ولی قول بدین شما از این کارا توکلاس نکنین.... امیدوارم معلم فیزیکمون هیچ وقت پاش به وبلاگ من باز نشه... یکی از روزا که بعداز ظهری بودیم زنگ آخر فیزیک داشتیم قرار بود خانم بوووق اون جلسه درس بده، جلسه بعد امتحان بگیره هوا هم زود تاریک میشد (همین اول ماجرا بگم من شخصا تو این تو طعه نقشی نداشتم) بچه ها مخ های نصفه نیمشون رو ریختن رو هم وبه این نتیجه رسیدن کــــــــــــــه... لامپ ها رو شل کنن تا کلاس تاریک بشه ومعلم نتونه درس بده... خلاصه چن تا از بچه های بلن قد شروع کردن به شل کردن لامپ ها ویکی دونفر هم کشیک میدادن بعله با کلی جیغ وداد تو سر وکله هم زدن لامپ ها شل شد وکلاس تاریک بچه ها میز ها رو مرتب کردن ونشستن سر جاهاشون ... فیزیک در زد اومد تو یه نگاهی کردو کلید برقو بالا پایین کرد دید خبری نیس رو به ما گفت چرا این طوریه کلاس حالا همه با هم رفتن کوچه علی چپ ... خلاصه این فکر نتیجه نداد وخانم بووووق تو تاریکی درسشو داد وبه ضرر خودمون تموم شد که چشامون در اومد تا دو کلمه از روی تخته سیاه بخونیم.... حال و احوالتون چطوره من ممکنه یه چند روزی نیام نت برای همین چنتا عکس خوشگل واستون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

خیس شد خاطره ها
دلـتــنـگــم . . نه برای کسی ، از بی کسی !
خـسـتــه ام . . نه از تکاپو ، از در به دری !
نه دوستی . . نه یادی . . نه خاطره ی شیرینی. .
...
تـنــهـایــم . .
تنهاتر از آن سنگ کنار جاده . .
اما مــشــتــاقــم !
مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند . .





















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
..
.
..













/%E1%83%A6%E1%83%A6%20.%E2%99%A5%20%D8%AD%D8%A7%D9%84%20%D9%88%20%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C%20%E2%99%A5.%20%E1%83%A6%E1%83%A6_files/qatarw.com_1521922071.jpg)
/%E1%83%A6%E1%83%A6%20.%E2%99%A5%20%D8%AD%D8%A7%D9%84%20%D9%88%20%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%20%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85%DB%8C%20%E2%99%A5.%20%E1%83%A6%E1%83%A6_files/qatarw.com_1521922071.jpg)
نوش جون
| Design By : Mihantheme |





